برگشتن سامی

Published January 3, 2008 by fruitoflove

بعد از مدتها برگشتیم.امروز بالاخره بعد از چند ماه اینترنت خونه وصل شد و موفق شدم وبلاگ گلمون را اپدیت کنم.

 

سال جدید میلادی امد و با امدنش سال گذشته را با تمام خوبی ها و بدی ها و خستگیها و شادیها و غمهاش به پایان رسوند .غنچه گل من هم ۶ماهت تمام شد و تو ۷ماه هستی.
 

۶ماه از اولین دیدار ما گذشت .انگار همین دیروز بود که به دنیا امده بودی .یه روز هم چشم باز میکنیم و میبینیم که مدرسه میری.

 

گل خونه ما ،تو این مدت کلی تغییر کردی و برای خودت اقایی شدی .شیطنتهاتم که ماشالله تمامی نداره و هرروز هم داره زیادتر میشه. دیگه موقع غذا خوردن مثل قبلا اروم نمیشینی و با هزار زور و بازی سعی میکنی قاشق را از دستم در بیاری .و وقتی موفق نمیشی تمام انگشتهات را میکنی تو ظرف غذا و بعد به نشانه پیروزی بلند بلند میخندی . یادگرفتی شیشه شیرت را خودت بلند کنی و اجازه نمیدی من یا بابا به شیشه شیرت دست بزنیم و با یه عالمه تقلا و زور خودت شیر یا ابمیوه میخوری با شیشه شیر.به سرعت غلت میزنی و سعی میکنی خودت را روی شکم به جلو بکشی . هنوز مرواریدهای سفید روی لثه هات خونه نکردند و هر روز ما چشم براهشون هستیم.

الان هم کمتر از یکماهه که میتونی مامان را به اسم صدا  کنی و با ییم(yayam) گفتن هات دل من را اب کنی .بابا را هم دادا صدا میکنی . و وقتی که تو روروئکت میشینی هر جا که میریم دنبالمون خودت را میکشونی و بعضی وقتها هم که ازت غافل میشیم به هر جا که دلت میخواد سرک میکشی.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: