Archives

All posts for the month June, 2008

ازمايش و واكسن

Published June 29, 2008 by fruitoflove

از روز تولدت تا امروز كه ۱۸روز ميشه . اتفاقاي زيادي برات افتاده. ولي من نتونستم بيام و برات بنويسم ولي الان تا جايي كه يادمه برات ثبت ميكنم كه بعد ممكنه يادم بره.

روز اول توي بيمارستان از پاشنه پات خون گرفتند تا ببينند گروه خونيت چيه؟ معلوم شد گروه خونه  آ  + هستي  . و بعد از دو روز هم باز از پات خون گرفتند براي ازمايش تيروييد. يه روز هم با بابايي رفتي بيمارستان و واكسن زدي .اون روز اينقدر گريه كرده بودي كه بابا هول شده بود باهات چي كار كنه دست تنها . و ادامه اونروز هم تو مثل يه ني ني مظلوم تو بغل من نا ارومي كردي و تب داشتي

چند بار هم با من بيرون رفتي تو اين چند روز كه كلي با هم كيف كرديم جوجه كوچولو.

 

Advertisements

تولد غنچه عشق ما

Published June 29, 2008 by fruitoflove

Glitter Photos

غنچه گل ما بالاخره بعد از ۳۹هفته انتظار چهارشنبه شب ساعت ۱۲نيمه شب در تاريخ ۱۲/۶/۲۰۰۸ مصادف با ۲۳خرداد ۱۳۸۷ در بيمارستام “الرحمة ” شهر المنصورا  به دنيا امدي….

 

 

 يه فرشته كوچولوي ناز و دوست داشتني كه ۳۷۰۰وزنت بود و ۶۳سانت هم قد داشتي . اين عكس اولين ساعتي هست كه دنيا امدي

Glitter Photos

 بايد ببخشي عزيز دلم كه تا امروز نتونستم بيام و وبلاگت را به روز برسونم.خودت كه خوب ميدوني كه يه كوچولو وقت هم به ما نميدي .الانم مثل يه فرشته ناز و معصوم لالا كردي و من هم از فرصت استفاده كردم تا بيام و خبر تولدت را برات بنويسم تا وقتي بزرگ شدي و اينجا را خوندي به ياد اين روزها هم باشي.