نیمه سه ماهگی

Published August 24, 2008 by fruitoflove

روزها پشت سر هم میاد و میره و تو کوچولوی ما بزرگتر و بزرگتر میشی .انگار همین دیروز بود که به دنیا امده بودی. چقدر زود گذشت. آلان که برات مینویسم روی تخت خوابیدی و داری با اویز بالای تخت بازی میکنی و صدای خندت خونه را پر کرده.با کارهای بامزه ای که میکنی باعث خنده ما میشی و بعد از خنده ما خودت شروع به خنده میکنی.عاشق حمام کردنی و تو حمام کلی میخندی ولی وقتی بابا حوله برات میاره و بغلت میکنه شروع میکنی خودتا لوس کردن و با ناله اغون اغون کردن.

وقتی هم که صدای اهنگ و موسیقی میشنوی شروع میکنی دست و پاهات را تکون میدی و میخندی و از زور شوق جیغ میزنی.وقتهایی هم که میریم بیرون مثل یه نی نی اروم و خوب تو اغوشیت میشینی و خودتا سفت میچسبونی به من و بعضی وقتها هم تو همون حالت خوابت میبره.ولی جدیدا شبها کلی اذیت میکنی و تا صبح میخوای پیشت بشینیم و باهات حرف بزنیم و اهنگ بزاریم تا تو بازی کنی.

عزیز دوردونم برات بهترین ارزوها را دارم و از افریننده مهربونمون میخوام که بهت سلامتی و شادابی بده . هم به تو و هم به همه دوستهای تیر ماهیت.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: