دومين رمضان با سامي

Published August 27, 2009 by fruitoflove

1562693hhtfxzlr9z

امسال دومين ماه رمضاني هست كه حضور سامي به لحظه لحظه اش گرمي و شور و نشاط ميبخشه ولي امسال حال و هواي خاصي داره . شيطنتهاي سامي و بازيهاي پر سروصداش موقع افطار و ايضا سحر يه شور و حال خاصي بهمون ميبخشه. صبح ها كه همسري ساعت 11ميره سر كار ما هم وقت ميكنيم و يه كم كمبود خوابمون را جبران ميكنيم . سامي هم كه تا موقع اذان صبح بيدار بوده همكاري ميكنه و تا ساعت ده صبح ميخوابه. بعد از بيدار شدن صبحانه ميخوره و مشغول بازي ميشه تا ساعت 12 كه باز نوبت ناهارش هست. بعد از ناهار باز يه خواب يك ربعه داره و باز توي دست و پاي من ورجه و ورجه ميكنه تا ساعت 4و نيم كه بابايي مياد باز غذاشا ميخوره و كنار بابايي يكم ميخوابه. موقع افطار اروم شوشو را بيدار ميكنم تا در ارامش بتونيم افطار كنيم كه قبل از بيرون امدن مااز اتاق سامي بيدار ميشه و باز روز از نو روزي از نو. موقع افطار هم اوامر اقا شروع ميشه , اب اده , بوففف اده, به به منــــــه,…خلاصه كه ما نميفهميم چي خورديم و چي اشاميديم ولي باز هم خدا را به خاطر اين نعمت شيرينش شكر ميكنيم.
دو روز قبل بعد از افطار كه  من و سامي تنها شديم بعد از اينكه سامي غذاش را خورد و خواستم ظرف غذاش را ببرم توي اشبزخونه ديدم يه لنگه دمپايي رو فرشيم نيست. هر جاي ممكن را كشتم زير تخت. زير ميز و صندليا.تو كشو اسباب بازيها. حتي توي حمام ! هيجا نبود. گيج شده بودم من كه دمپاييهام پام بود موقع نسشتن . كجا رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه كه فكرما سخت مشغول كرده بود .تا بعد از اينكه خواستم پوستهاي ميوه را بريزم توي سطل زباله ,ديدم به به لنگه دمپاييم روي سطل زباله هست. فهميدم كه شازده يه جاي جديد براي قايم كردن وسايل پيدا كرده و طي يه اقدام ضربتي در كابينت مربوطه را با بند بستيم تا اقا موشه بقيه وسايل را توي سطل قايم نكنه
يه روز كه به سامي ماست ميدادم دستش را زد توي كاسه ماست و بعد هم دست ماستي را ماليد به تلوزيون و ميز. شوشو هم سريع پاكفوم اورد و ماستها را پاك كرد.از اون موقع هر روز سامي مياد پاكفوم را از سينك ظرفشويي ميكشه و مياره به همه جا ميماله و به خيال خودش تميزكاري ميكنه براي مامانش .جارو برقي هم كه تا ببينه بايد دستش را بگيره و همراه من همه جا بكشونه بعد هم همونجا وسط اتاق بمونه تا سامي بقيه بازيشا باهاش بكنه.
پ .ن: ورد پرس به وبلاگهاي رايگان قابلت انتخاب قالب را فقط بين قالبهاي مشخصي داده كه بين اونها اين قالب به نظر بهتر امد فقط تفاوتي كه داره اينكه قسمت نظراتش بالاي نوشته و قسمت موضوع هست . بعضي از دوستان تو قسمت نظرات پست قبلي نظر داده بودند

1562693hhtfxzlr9z

Advertisements

21 comments on “دومين رمضان با سامي

  • وای وای چه وروجک شده این آقا سامیه ما. حالا دیگه دمپایی مامانی رو قایم میکنی؟قربونش برم که اینقدر شیرین شده مامانش از طرف خاله ببوسشششششششششششش

  • سلام سلام دیدی اومدم … به مامانت سفارش منو بکن خاله جون … بگو باهام قهر نکنه… ایشالا که همیشه روزاتون پر از شادی باشه… بوسسسسسس واسه سامی و مامان مهربونش
    بازم به ما سر بزن کوچولوی خوردنی

  • سلام.معلومه كه خيلي وروجك وشيطون شده اين آقا موشه ناقلا.
    مي بوسمتون.بوس بوس

  • من اشتباهی جواب لیلی رو برای تو نوشتم … ببخشید دیگه پیر شدم
    😀
    در مورد کوتاهی موهاش باید بگم ارشیا موهای بلند خیلی بهش میاد اما بی نهایت هم اذیت میشه آخه اینجا هوا خیلی گرمه و مرتب عرق میکنه عزیزم برای همین از ته زدمش
    😀

  • سلام خاله جون
    وووووووووووواي فكرش را بكن سامي ما چه شكلي شده
    يه پسر كوچولو با يه لامپ روي سرش
    واااي كه چقدر بامزه شده
    از طرف من ببوسش

  • واي كه چه ناز شده
    گفتي هر وقت بخوام موهاي علي رو مرتب كنم جيغ و داد راه مي‌ندازه
    اون روز بزور يه كم اومدم كوتاه كنم كه خرابش كردم و خلاصه حالا بايد برم سلموني ولي بعيد ميدونيم سلموني از پس علي بربياد
    ولي موهاي اين آقا سامي خيلي مرتب شده
    مبارك باشه

  • Leave a Reply

    Fill in your details below or click an icon to log in:

    WordPress.com Logo

    You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

    Google+ photo

    You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

    Twitter picture

    You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

    Facebook photo

    You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

    Connecting to %s

    %d bloggers like this: