Archives

All posts for the month November, 2009

روزهايم با تو (يكسال و 5ماه و 2هفته)

Published November 29, 2009 by fruitoflove
به تاريخ اخرين پست كه نگاه ميكنم ميبينم تقريبا يكماه شده كه نتونستم اينجا چيزي بنويسم. دليلش را هم خوب ميدونم .وجود يه وروجك شيطون و سر به هوا كه هر روز با بزرگ شدنش شيطنتهاشم پيشرفت ميكنه . ياد سال قبل ميافتم كه همچين موقعي سامي پنج ماهش بود و ما دغدغه اين را داشتيم كه دستش را توي دهنش ميكنه واي حالا اب دهنش لباسش را خيس ميكنه ….نكنه سرما بخوره…. دستت را دهنت نكن الوده هست….! ولي حالا چي دغدغه چي را داريم؟ بيشتر ترس از اين داريم كه الان كه رفت روي صندلي نيافته . روي سراميكها ندو … از تخت بالا ميري ميافتي …. از روي ميز دولا نشو… و هزار و يك دلهره كه هر لحظه برامون رقم ميزنه.ولي با اين همه عاشق شيطنتهاشم و با خنده هاش مست شادي مشيم وخودمون را تو دنياي كودكي سامي گم ميكنيم
پسرك ما عشق و علاقه عجيبي به قابلمه و كاسه و ظرف پلاستيكيهاي من داره. و تقريبا تمام طول روز با قابلمه ها و وسايل كابينت سرگرمه .بماند كه غذا پختن هم شده برا من يه مشكل اساسي چون هر چيزي استفاده ميكنم شازده هم دقيقا همون را ميخواد. روغن بر ميدارم اون هم ميخواد روغن توي قابلمه اش بريزه. نمك ميزنم به غذا براي نمك
گريه ميكنه . رب ميبينه رب ميخواد و …..و…….و. 
بعد از نه ماهگي سامي برنامه خوابش به هم خورد و شبها زودتر از ساعت دو يا سه محال بود بخوابه . تا ماه گذشته كه حسابي كلافم كرده بود .شوشو هم از ترس جيغ و گريه هاي سامي ميگفت بزار هر وقت ميخواد بخوابه اذيتش نكن. تااينكه كاسه صبرمون لبريز شد و يه روز طيق عادتش كه هر  ساعت بهونه لا لا و تختش را ميگرفت مدام گريه كرد ولي هر بار با بازي سر گرمش كردم تا ظهر ساعت يك ناهارش را دادم و شير خورد و خوابيد و ساعت سه بيدار شد بعد از اون هم هر بار با بازي مشغولش كردم تا ساعت نه شب. ساعت نه هم اماده اش كردم و ساعت ده خوابوندمش يكي دوشب اول مقاومت ميكرد ميخواست بدو بدو كنه و با بابايي بازي كنه و كلي جيغ و داد و گريه راه انداخت ولي كم كم اروم شد و بعد از يك هفته جنگ اعصاب خودش ساعت نه كه ميشه با چشمهاي قرمز و خمار از خواب مياد بغلمون تا بخوابونيمش.البته كافيه ساعت ده بشه يازده اونوقته كه بدخواب ميشه و تا نصفه شب فقط بداخلاقي ميكنه و به هيچ شكلي هم نميخوابه
كلي هم برامون شيرين زبوني ميكنه و جملات دوكلمه اي استفاده ميكنه مثل:
ايا = بيا …….. ايده يا اده = بده ……… ديديس = سي دي ……… بته = بچه …….. دوده = جوجه ……. ابا = اب …….. اوته = گربه (به عربي) …….. اوپ = اوپن (انگليسي) ……… ديسسسسسسسس = ديس (انگليسي) ……… بيسي = بشين ………. بيشي = گربه …….. اف = افتاد ……… اووخ = زخم يا درد ……. بي بي يه = بيني………..
جملاتي هم كه استفاده ميكنه بيشتر: اوپن ديسسس !    بوف اده !         ابا اده!      واتي سي؟(همون وات از ديس )و ……فعلا يادم نمياد . بايد يه صفحه جدا باز كنم لغت نامه سامي را تكميل كنم هههههههههههه
دوهفته ديگه واكسن يكسال و نيمگي را بايد بزنه و بعد هم اغاز ترك ممه ! نميدونم چطور از شير بگيرمش كه نه خودش اذيت بشه نه من. براي اموزش دسشويي و ترك بامبرز هم اصلا همكاري نميكنه . موقعي كه هوا گرم بود و خوب روزها باز ميزاشتمش و مرتب ميبردمش دسشويي ولي الان كه هوا سرد شده ميترسم سرما بخوره اينجوري بامبرز مي بوشونمش ولي هر كاري ميكنم عادت كنه روي لگنش بشينه اصلا همكاري نميكنه تنها همكاري كه ميكنه اينه كه مياد ميكه جيششششششششش يا پي پي البته بعد از انجام.
Advertisements

(سامي اينروزها (1سال و4ماه و3هفته

Published November 2, 2009 by fruitoflove

قبلا هر وقت يه جايي مهمون بوديم و ميديدم بچه هاي كوچك سر اسباب بازيها و يا وسايل فانتزي دكور صاحب خونه ميرن و يا با شيطنتهاشون باعث تخريب وسايل صاحبخونه ميشند پيش خودم ميگفتم يعني وقتي ما هم ني ني دار شديم بايد هر جا ميرم خجالت بكشم از كاراي ني ني؟ از وقتي هم كه سامي راه افتاده و براي خودش شده سمبل شيطنت ما خونه كسي نرفته بوديم يا اگر هم جايي رفته بوديم اينقدر شلوغ بود كه سامي از بغل من بايين نميومد.

جمعه شب رفتيم خونه دوست همسر جان كه يه ني ني دختر سه ماهه به اسم ملك دارند. اولين باري بود كه سامي يه ني ني كچل و بي دندون و ريزه ميزه ميديد و چند دقيقه اي مات و مبهوت به ني ني ملك نگاه ميكرد و بعد از گريه ها و نق زدنهاش خندش ميگرفت . كنار من ايستاده بود و نگاهش ميكرد. من هم نگران از اينكه يخ خجالت كي اب ميشه و شيطنتها از كجا ميخواد اغاز بشه! مخصوصا كه يه دكور پر از وسايل و مجسمه هاي زينتي و فانتزي تو سالنشون بود. ولي پسرك من كاري كرد كه واقعا احساس غرور و افتخار كرديم و باعث تعريف و تمجيد دوستانمون شد. مامان ملك كه ديد سامي ساكته يكي از عروسكهاي ملك را اورد و داد به سامي ولي سامي عشق عروسك در كمال ناباوري عروسك را پس زد و گفت نه! بعد از مدتي عمو محمد رفت و چند تا از عروسكها و خرسي هاي دخترش كه روي مبل بود اورد و چيد روي زمين كنار سامي تا باهاشون بازي كنه. سامي هم بلند شد و برداشتشون و بردشون سرجاشون روي مبل . با اينكه چندتايي از عروسكها كاملا عين عروسكهاي خود سامي بود و تو خونه ازشون جدا نميشه اونجا اصلا رغبتي به بازي با عروسكها نشون نداد. وقتي هم ابميوه اوردند سامي به ليوان اشاره كرد و گفت ديسسسسسس  ولي چون خيلي سرد بود بهش گفتم صبر كنه تا بعد بهش بدم . كوچولوي با نمك هم رفت ايستاد روبروي ليوان و مرتب فوتش ميكرد (مثل موقعي كه چايي يا غذاي داغ را فوت ميكنه) . موقع ميوه خوردن هم با وجودي كه عاشق انگوره وقتي چشمش به ظرف انگور دون شده افتاد انگشت اشارش را حالت اجازه كرفتن بالا اورد و از مامان ني ني ملك اجازه گرفت كه ميتونه ازشون بخوره يا نه؟

كلا تو اين چند ساعتي كه اونجا بوديم با وجودي كه تو اتاق دخترشون هم رفت ولي نه به چيزي دست زد و نه بهانه برداشتن چيزي را داشت . و كلي ابروي ما را خريد و كاري كرد كه عمو محمد و خانمش اعتراف كنن كمتر بچه اي ديدن كه اينجور اروم باشه و بزاره بابا مامانش راحت بشينن و اذيت نكنه و دل صاحب خونه را هم خون نكنه و خواستن كه دخترشون را هم بفرستند خونه ما تا سامي يادش بده چطور مودب و سربراه باشه .. البته ما هم ابرو داري كرديم و نگفتيم تو خونه چه پوستي از ما ميكنه با شيطنتها و بلبل زبونيهاش كه ماشالله روز به روز بيشتر و بيشتر هم ميشه و البته خطر ناك تر.

چرا خطر ناك !!!!؟؟؟؟؟؟ چون جديدا هر جاي غير ممكن و ممنوعه با وجود صندلي دست يافتني شده . جايي هم كه نشه صندلي را هول داد و كشوند از قابلمه به عنوان چهارپايه استفاده ميشه (استفاده بهينه از لوازم منزل). كبريت اسباب بازي جديد و بي خطر با شعله اي زيبا و دلفريب . كه اقا سامي بالاخره با جهد و كوشش تونست نشون بابايي بده كه روشن كردن و به اتش كشيدن  چوب كبريت كار سهل و اسانيست كه از عهدش بر مياد. و ………….هزاران كار و هنرنمايي ريز و درشتي كه اين سن را تبديل ميكنه به خطرساز ترين سن كودك. سامي هم كه عهد كرده ركورد دار شيطنت باشه بايد ثابت كنه به ما !

تنظيمات بخش نظرات را تغيير دادم و فكر كنم اون دسته از دوستاني كه نميتونستند نظراتشون را ثبت كنند الان قادر به ارسال نظراتشون هستند و هم اينكه همه نظرات قبل از نمايش دادن بايد تاييد بشه . دوستاني كه پيغام خصوصي ميخواند بزارند لطفا ذكر كنين خصوصيه تا تاييد نشه .