(سامي اينروزها (1سال و4ماه و3هفته

Published November 2, 2009 by fruitoflove

قبلا هر وقت يه جايي مهمون بوديم و ميديدم بچه هاي كوچك سر اسباب بازيها و يا وسايل فانتزي دكور صاحب خونه ميرن و يا با شيطنتهاشون باعث تخريب وسايل صاحبخونه ميشند پيش خودم ميگفتم يعني وقتي ما هم ني ني دار شديم بايد هر جا ميرم خجالت بكشم از كاراي ني ني؟ از وقتي هم كه سامي راه افتاده و براي خودش شده سمبل شيطنت ما خونه كسي نرفته بوديم يا اگر هم جايي رفته بوديم اينقدر شلوغ بود كه سامي از بغل من بايين نميومد.

جمعه شب رفتيم خونه دوست همسر جان كه يه ني ني دختر سه ماهه به اسم ملك دارند. اولين باري بود كه سامي يه ني ني كچل و بي دندون و ريزه ميزه ميديد و چند دقيقه اي مات و مبهوت به ني ني ملك نگاه ميكرد و بعد از گريه ها و نق زدنهاش خندش ميگرفت . كنار من ايستاده بود و نگاهش ميكرد. من هم نگران از اينكه يخ خجالت كي اب ميشه و شيطنتها از كجا ميخواد اغاز بشه! مخصوصا كه يه دكور پر از وسايل و مجسمه هاي زينتي و فانتزي تو سالنشون بود. ولي پسرك من كاري كرد كه واقعا احساس غرور و افتخار كرديم و باعث تعريف و تمجيد دوستانمون شد. مامان ملك كه ديد سامي ساكته يكي از عروسكهاي ملك را اورد و داد به سامي ولي سامي عشق عروسك در كمال ناباوري عروسك را پس زد و گفت نه! بعد از مدتي عمو محمد رفت و چند تا از عروسكها و خرسي هاي دخترش كه روي مبل بود اورد و چيد روي زمين كنار سامي تا باهاشون بازي كنه. سامي هم بلند شد و برداشتشون و بردشون سرجاشون روي مبل . با اينكه چندتايي از عروسكها كاملا عين عروسكهاي خود سامي بود و تو خونه ازشون جدا نميشه اونجا اصلا رغبتي به بازي با عروسكها نشون نداد. وقتي هم ابميوه اوردند سامي به ليوان اشاره كرد و گفت ديسسسسسس  ولي چون خيلي سرد بود بهش گفتم صبر كنه تا بعد بهش بدم . كوچولوي با نمك هم رفت ايستاد روبروي ليوان و مرتب فوتش ميكرد (مثل موقعي كه چايي يا غذاي داغ را فوت ميكنه) . موقع ميوه خوردن هم با وجودي كه عاشق انگوره وقتي چشمش به ظرف انگور دون شده افتاد انگشت اشارش را حالت اجازه كرفتن بالا اورد و از مامان ني ني ملك اجازه گرفت كه ميتونه ازشون بخوره يا نه؟

كلا تو اين چند ساعتي كه اونجا بوديم با وجودي كه تو اتاق دخترشون هم رفت ولي نه به چيزي دست زد و نه بهانه برداشتن چيزي را داشت . و كلي ابروي ما را خريد و كاري كرد كه عمو محمد و خانمش اعتراف كنن كمتر بچه اي ديدن كه اينجور اروم باشه و بزاره بابا مامانش راحت بشينن و اذيت نكنه و دل صاحب خونه را هم خون نكنه و خواستن كه دخترشون را هم بفرستند خونه ما تا سامي يادش بده چطور مودب و سربراه باشه .. البته ما هم ابرو داري كرديم و نگفتيم تو خونه چه پوستي از ما ميكنه با شيطنتها و بلبل زبونيهاش كه ماشالله روز به روز بيشتر و بيشتر هم ميشه و البته خطر ناك تر.

چرا خطر ناك !!!!؟؟؟؟؟؟ چون جديدا هر جاي غير ممكن و ممنوعه با وجود صندلي دست يافتني شده . جايي هم كه نشه صندلي را هول داد و كشوند از قابلمه به عنوان چهارپايه استفاده ميشه (استفاده بهينه از لوازم منزل). كبريت اسباب بازي جديد و بي خطر با شعله اي زيبا و دلفريب . كه اقا سامي بالاخره با جهد و كوشش تونست نشون بابايي بده كه روشن كردن و به اتش كشيدن  چوب كبريت كار سهل و اسانيست كه از عهدش بر مياد. و ………….هزاران كار و هنرنمايي ريز و درشتي كه اين سن را تبديل ميكنه به خطرساز ترين سن كودك. سامي هم كه عهد كرده ركورد دار شيطنت باشه بايد ثابت كنه به ما !

تنظيمات بخش نظرات را تغيير دادم و فكر كنم اون دسته از دوستاني كه نميتونستند نظراتشون را ثبت كنند الان قادر به ارسال نظراتشون هستند و هم اينكه همه نظرات قبل از نمايش دادن بايد تاييد بشه . دوستاني كه پيغام خصوصي ميخواند بزارند لطفا ذكر كنين خصوصيه تا تاييد نشه .

Advertisements

18 comments on “(سامي اينروزها (1سال و4ماه و3هفته

  • وای عشقم ، شیطونی های بچه هاست که مثل عسل شیرینشون کرده ، عزیزم نمی دونم چرا نمی تونی پیغام بزاری !!!! به خدا ما اسم شما رو بلاک نکردیم

  • چه كيفي داره وقتي بچه ها اينطوري آبروي ما رو مي خرن …
    ديدن بچه هايي كه از قابلمه بالا ميرن برام خيييلي قشنگه …ببوسش . حسابي ببوسش .

  • قربون این پسر کوچولو که حسابی آبروداری کرده نازییییییییییییییی مامانش ببوسش از طرف من
    حسابی هم که شیطون شده خدا خودش حافظ این کوچولوهاست.راستی قالب جدید مبارک خیلی قشنگه

  • سلام خانمی.
    چه پسر خوبیه این آقا سامی.
    امان از این بچه ها که میخوان همه چیز رو کشف کنن و کارای خطرناک میکنن.
    میبوسمت گلم

  • بچه ها با همین شیطونیهاشون خوشمزه میشن دیگه
    قربونش برم این پسر تو که واسه خودش آقاییه که نگووووو
    حسابی ببوسش
    برای تبریکت هم ممنون
    سعی میکنم زود زود بیام نت

  • سلام عزیزم ماشالا به این سامی خان گل پسر
    چقدر لذت بخش وقتی می بینی که این بچه ها خیلی از جاها آبروداری می کنن
    همین طور هم شیطنت هاشون خیلی تو دل برو
    دوستت دارم عزیزم
    سری به ما بزن که خوشحال میشیم

  • قربون این پسر شیطون و خوشمزه بشم.
    خانمی اگه واسه نشستن روی لگن همکاری نمیکنه یک مدت را بیخیال شو و مجددا شروع کن

  • آخی قربون شیرین زبونیاش…
    فکر می کنم خیلی زود از بچمون انتظار داری دستشوئیشو بگه… اینجوری اذیت می شه و براش خاطره ی بد

  • چه کنیم دیگه خواهر ماهم قهر و آشتی زیاد میکنیم
    میبینم که آقا سامی حسابی شیطون شده بوس بوس

  • عزیزم ممنون که بازم به من سر زدی.
    منم لینکتون کردم.
    گلم نگران نباش خیلی زا بچه ها از جمله پسر من مثل سامی جان حین شیر خوردن می خوابیدن اما به راحتی از شیر جدا شدن.
    البته خواه نا خواه مسایله ای است که ذهن را درگیر میکنه اما سعی کن زیاد بهش فکر نکنی.
    موفق باشی

  • سلام مامان مارسیم …خوبید؟از دیدنتون خیلی خوشحال شدم …چرا دیگه کلوب نی نی سایت نمیاییید؟؟دلمون تنگ شده براتون .

  • Leave a Reply

    Fill in your details below or click an icon to log in:

    WordPress.com Logo

    You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

    Google+ photo

    You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

    Twitter picture

    You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

    Facebook photo

    You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

    Connecting to %s

    %d bloggers like this: