اولين تجربه واكس زدن سامي(1سال و5ماه و 3هفته)

Published December 9, 2009 by fruitoflove

مهم نيست چقدر در روز بدو بدو ميكني دنبال وروجك نو پا.مهم نيست روزي چند بار عصبانيتت را در نطفه خفه ميكني .مهم نيست روزي چند بار تمام وسايل كابينت را از گوشه كنار خونه جمع كني . مهم نيست براي راه رفتن تو اتاق لي لي كنان از روي اسباب بازيهاي پسرك رد بشي . مهم اينه كوچولوي خونه شاده و صداي خنده هاش خونه را گرمي ميبخشه.كوچولويي كه به تازگي اعلام وجود كردن را خوب فهميده . موقع صحبت كردن خودش را توي جمع نشون ميده و با حركات و خنده هاش سعي ميكنه اظهار وجود كنه . كوچولويي كه علاوه بر لجاجت خاص سنش در تمام كارها ميخواد سهيم بشه و كمك كنه . و با دستهاي كوچك و نحيف وسايل سنگين بلند كنه.

دو شب پيش همسري مشغول واكس زدن كفشها بود و من هم سرگرم كارها كه متوجه سكوت عجيب سامي شدم . رفتم ببينم كه باز دست گل به اب نداده باشه .كه ديدم صاف نشسته و بدون پلك زدن بابا را در حال واكس زدن تماشا ميكنه. ..تا اينكه ديروز موقع اشپزي متوجه غياب سامي شدم اروم رفتم ببينم كجاست . ديدم دمپايي رو فرشيهاي باباش را داره واكس ميزنه . البته كف دمپاييها را و با ديدن من دمپايي را بالا اورد و نشون داد و راضي و شاد از موفقيتش  ميخنديد.

جمعه رفتيم مركز خريد .قبل از ورود سامي را برديم تا در محوطه بازي يكم بازي كنه كه دريغ از حتي يك نيم نگاه به وسايل بازي . البته حق داشت چون بيشتر بچه هاي بزرگتر بازي ميكردن و سامي از سروصداشون يكم ترسيد. در مسير برگشت به ورودي يه خانواده كه يه دختر همسن و سال سامي داشتند بر خلاف جهت ما در حال عبور بودن كه سامي يه دفعه مسيرش را تغيير داد و دنبال اونها راه افتاد رفت و در جواب صدا زدنهاي ما فقط باي باي ميكرد.

توي فروشگاه هم اولين قسمت قسمت اسباب بازيها بود و همون اول ورود شازده يه بسته عروسك موزيكال كه شامل 5تا حيوان پلاستيكي هست برداشت و كو گوش شنوا كه گوش كنه اينا مال ني ني كوچولوهاست كه حمام برند بجاش اينا را بردار !خير مرغ معروف يه پا داشت. داخل فروشگاه هم بر خلاف هميشه كه اروم توي چرخ خريد مينشست ميخواست بياد بيرون و راه بره بين قفسه ها. و كلي اذيت كرد.

اينروزها كلا با همه جيز مخالفه. موقع غذا خوردن حتما بايد خودش غذا بخوره و اجازه نميده كسي قاشق تو دهنش بزاره .از لباس پوشيدن بيزاره مخصوصا از نوع زمستوني و هر بار بعد از حمام بعد از پوشوندن زيرپوش و بلوز ماجراها داريم تا بتونم بقيه لباسهاش را بهش بپوشونم .

موقعي هم كه بهش ميگيم بدو اماده شو بريم بيرون . بدو بدو ميره يه بامبرز و كفشهاشا مياره و دم در ميايسته.

Advertisements

10 comments on “اولين تجربه واكس زدن سامي(1سال و5ماه و 3هفته)

  • ای جان پس بالاخره واکسن رو نوش جون کرد؟
    تب که نکرد سامی کوچولو؟
    جیگرش برم پس از این به بعد بدین کفشاتون رو براتون سامی کوچولو واکس بزنه
    🙂

  • خیلی خوبه که از الان دلش میخواد خودش غذا بخوره
    ارشیا بعضی وقتا عشقش بگیره خودش میخوره ولی بیشتر اوقات میگه تو بهم بده
    ببوس پسر گلمون رو
    🙂

  • کلی خنیدیدم از کارهای این فسقلی. دیگه مشکلی برای واکس زدن ندارید 🙂 ببوسش خیلی

  • وای چه پسر خوب و کارکنی دیگه کفش های بابا و مامانش همیشه برق میزنه البته احتملا کف کفش هاشون
    این پسر خوب و مهربون رو ببوس مریم جان

  • ماشالا واسه خودش آقايي شده اين گل پسر دوستش دارم زياد
    سري به ما بزن منتظرت هستم

  • با سلام[گل]
    هفت نصيحت مولانا : ….

    گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)….

    باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) ….

    اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب) ….

    وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) ….

    متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)….

    بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) ….

    اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه) ….[گل]

  • Leave a Reply

    Fill in your details below or click an icon to log in:

    WordPress.com Logo

    You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

    Google+ photo

    You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

    Twitter picture

    You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

    Facebook photo

    You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

    Connecting to %s

    %d bloggers like this: